
این مقاله درخصوص داروی آتورواستاتین و کمبود کوآنزیم Q10 و مکملتراپی با قرص کوآنزیم کیوتن جهت پیشگیری از عوارض قرص آتورواستاتین و معرفی منابع کوآنزیم Q10 است.
نویسنده: دکتر فاطمه دادخواه
تحریریه داروکده
آخرین به روزرسانی:
08 بهمن 1404
آیا این مطلب برای شما مفید بود؟
08 بهمن 1404
19
آتورواستاتین و کوآنزیم Q10: بررسی اثربخشی، عوارض عضلانی و تداخلات دارویی
آتورواستاتین و کمبود کوآنزیم Q10 یکی از تداخلات مهمی است که میتواند در مصرفکنندگان مزمن داروی آتورواستاتین، باعث بروز علائم بالینی شده و ادامه دارودرمانی را با مشکل مواجه کند. آتورواستاتین دارویی از دسته استاتینها است که برای کاهش کلسترول خون و پیشگیری از بیماریهای قلبی-عروقی تجویز میشود. اما مصرف طولانیمدت آتورواستاتین میتواند باعث تداخلاتی در تولید یا فعالیت برخی از ترکیبات ضروری بدن شود که بر سلامت فرد و میزان بهرهمندی از دارو تأثیر میگذارد. یکی از تداخلات شناختهشده، کاهش سطح کوآنزیم Q10 در بدن است. کوآنزیم Q10 یک آنتیاکسیدان ضروری است که در تولید انرژی سلولی نقش دارد. کاهش این کوآنزیم به علت مصرف آتورواستاتین میتواند موجب بروز عوارض جانبی مانند خستگی، درد عضلانی و التهاب گردد.
این مقاله به بررسی تداخلات مصرف قرص چربی خون آتورواستاتین به عنوان یک داروی پرمصرف و کم عارضه با جذب یا فعالیت برخی از ترکیبات ضروری برای سلامتی، پرداخته است. آگاهی از این تداخلات، میتواند کمک کند تا از طریق تجویز مکملها، کمبودهای تغذیهای جبران شده و عوارض جانبی دارو کاهش یابد، به طوری که بیمار به راحتی روند درمان خود را ادامه دهد.

آنچه در این مقاله خواهید خواند:
مدت زمان تقریبی مطالعه: 7 دقیقه
آتورواستاتین از داروهای مهم و پرکاربرد در کاهش چربی خون و پیشگیری از بیماریهای قلبی-عروقی است. این دارو به گروه دارویی استاتینها تعلق دارد؛ ترکیباتی که بهطور اختصاصی آنزیم HMG-CoA reductase را در سلولهای کبدی مهار میکنند. این آنزیم، مرحلهای اساسی در مسیر ساخت کلسترول در بدن را فعال میکند. در سلولهای کبدی، کلسترول از پیشسازهایی مانند استیلکوآنزیم A از طریق چندین واکنش آنزیمی پیدرپی ساخته میشود.
یکی از مهمترین این مراحل، تبدیل HMG-CoA به ترکیب واسطهای به نام mevalonate است که توسط آنزیم HMG-CoA reductase انجام میگیرد. سرعت انجام این واکنش، عملاً تعیینکنندهی میزان کلسترول ساختهشده در سلول است. آتورواستاتین با مکانیسم مهار رقابتی این آنزیم عمل میکند. در این نوع مهار، مولکول دارو از نظر ساختاری شباهت زیادی به ماده اولیهای که آنزیم روی آن عمل میکند، دارد و در محل فعال آنزیم، جایگزین میشود؛ به این ترتیب، آنزیم دیگر قادر به تبدیل HMG-CoA به mevalonate نیست و مسیر بیوسنتز کلسترول در همان مراحل آغازین متوقف میگردد.
کلسترول تولیدشده در کبد، بسته به نیاز بدن، یا در ساختار غشاهای سلولی و سنتز هورمونهای استروئیدی بهکار میرود، یا از طریق جریان خون به سایر بافتها منتقل میشود. از آنجا که کلسترول مولکولی نسبتاً آبگریز است، تنها مقدار اندکی از آن میتواند بهصورت آزاد در پلاسما حضور داشته باشد. بخش عمدهی کلسترول برای انتقال در خون، بهصورت کمپلکس با پروتئینهای حامل ویژهای به نام لیپوپروتئینها جابجا میشود. این لیپوپروتئینها از نظر ترکیب و چگالی به چند گروه تقسیم میشوند که هر یک وظیفهی مشخصی در متابولیسم چربیها بر عهده دارند.
از مهمترین انواع لیپوپروتئینها لیپوپروتئینهای کمچگالی یا LDL هستند که بخش عمدهای از کلسترول را از کبد به بافتها میرسانند و در صورت افزایش بیش از حد، در بروز تصلب شرایین نقش دارند؛ در حالیکه لیپوپروتئینهای پرچگالی یا HDL کلسترول اضافی را از بافتها جمعآوری کرده و از طریق فرایند بازگشت کلسترول به کبد، آن را به کبد بازمیگردانند. با مهار ساخت کلسترول درونزاد توسط استاتینها، سلولهای کبدی در پاسخ جبرانی، بیان گیرندههای سطحی خود برای LDL را افزایش میدهند تا بتوانند کلسترول بیشتری از خون برداشت کنند. نتیجهی این واکنش فیزیولوژیک، کاهش چشمگیر غلظت LDL خون است. آتورواستاتین همچنین باعث کاهش تریگلیسرید و افزایش نسبی HDL میشود؛ ترکیبی از اثرات، که توازن چربیهای خون را به سمت وضعیت مطلوبتر هدایت میکند.
در نتیجهی این تغییرات، روند آترواسکلروز یا تصلب شرایین به معنی تجمع تدریجی کلسترول و لیپیدها در دیوارهی شریانها کند میشود. آترواسکلروز عامل اصلی بروز بیماریهای قلبی-عروقی نظیر آنژین صدری، انفارکتوس میوکارد یا سکتهی قلبی و سکتهی مغزی است. شواهد بالینی متعدد نشان دادهاند که مصرف منظم آتورواستاتین، در کنار رعایت رژیم غذایی کمچربی، فعالیت بدنی منظم و کنترل وزن، میتواند بهطور مؤثری خطر بروز این رویدادهای قلبی-عروقی را کاهش دهد.
داروهای دسته استاتین، از نظر شدت اثر یا همان intensity به سه بخش مختلف با intensity بالا، intensity متوسط و intencity پایین تقسیمبندی میشوند. شدت اثر استاتینها بر اساس تغییرات ایجاد شده بر میزان LDL خون توسط این داروها بعد از مصرف است. در درمانهای با شدت زیاد، داروهایی مانند آتورواستاتین با دوزهای ۴۰ تا ۸۰ میلیگرم و رزوواستاتین با دوزهای ۲۰ تا ۴۰ میلیگرم بهکار میروند که معمولاً بیش از ۵۰ درصد کاهش در LDL ایجاد میکنند. این سطح درمان معمولاً برای بیمارانی در نظر گرفته میشود که خطر بیماریهای قلبی-عروقی در آنها بالاست. در سطح شدت متوسط، هدف کاهش حدود ۳۰ تا ۴۹ درصدی LDL است. در این گروه، آتورواستاتین با دوزهای ۱۰ تا ۲۰ میلیگرم، رزوواستاتین با دوزهای ۵ تا ۱۰ میلیگرم و سیمواستاتین با دوزهای ۲۰ تا ۴۰ میلیگرم قرار دارند. مطالعات متعددی نشان دادهاند که قدرت اثر (potency) استاتینها در کاهش LDL با هم یکسان نیست.
بهطور کلی، به ازای هر میلیگرم دارو، رزوواستاتین قویتر از آتورواستاتین عمل میکند و میتواند با دوز کمتر، همان میزان کاهش کلسترول را ایجاد کند. به همین دلیل، برای دستیابی به کاهش مشابه در سطح LDL، میتوان از دوزهای پایینتری از رزوواستاتین استفاده کرد. بر اساس دادههای حاصل از مطالعات بالینی، نگاشت تقریبی دوزهای معادل این دو دارو به این صورت است که رزوواستاتین با دوز ۵ میلیگرم اثری مشابه آتورواستاتین با دوز ۱۰ تا ۲۰ میلیگرم دارد، رزوواستاتین ۱۰ میلیگرم تقریباً معادل آتورواستاتین ۴۰ میلیگرم است و رزوواستاتین ۲۰ میلیگرم نیز اثری مشابه آتورواستاتین ۸۰ میلیگرم ایجاد میکند. این مقایسه بیانگر آن است که رزوواستاتین از نظر توان کاهش LDL داروی پرقدرتتری است. در نهایت، آنچه در انتخاب نوع و دوز استاتینها اهمیت دارد، هدف درمان و شدت مورد نیاز برای کنترل میزان کلسترول خون است.
استاتینها از جمله داروی آتورواستاتین، اگرچه داروهایی بسیار مؤثر در کاهش کلسترول و پیشگیری از بیماریهای قلبی-عروقی هستند، اما مانند هر داروی دیگری میتوانند عوارض جانبی نیز ایجاد کنند. از عوارض شایع آنها میتوان به سردرد، نفخ یا افزایش گاز معده، یبوست، خشونت یا گرفتگی صدا، اختلال در خواب، سوزش سردل، سوءهاضمه، تهوع یا ناراحتی معده اشاره کرد. در برخی افراد ممکن است درد یا ناراحتی در ناحیه کمر و پهلو، حساسیت در اطراف چشمها و استخوان گونهها، گرفتگی یا آبریزش بینی و تعریق خفیف نیز مشاهده شود. عوارض جدیتر مانند آسیب کبدی بسیار نادر هستند و معمولاً تنها انجام یک آزمایش پایه عملکرد کبد پیش از شروع درمان کافی است و نیازی به تکرار مداوم آن وجود ندارد.
با این حال، شایعترین عارضهای که در مورد استاتینها باید به آن توجه ویژه داشت، درد یا ضعف عضلانی است. این حالت که ممکن است از درد خفیف و گذرا تا ضعف شدید عضلات متغیر باشد، در اصطلاح پزشکی مایوپاتی (Myopathy) نامیده میشود. مایوپاتی ناشی از استاتین معمولاً در چند هفته یا ماه نخست مصرف دارو بروز میکند و در اغلب موارد با قطع یا کاهش دوز دارو برطرف میشود. اگر بیمار دچار درد یا حساسیت غیرمعمول در عضلات، ضعف قابل توجه یا خستگی بیش از حد شود، باید فوراً جهت بررسی علت این علائم به پزشک اطلاع داده شود. دردها و علائم عضلانی مرتبط با مصرف استاتینها که با عنوان Statin-Associated Muscle Symptoms شناخته میشوند، نتیجه مجموعهای از تغییرات سلولی و مولکولی در بافت عضله هستند.
یکی از مکانیسمهای اصلی، کاهش محصولات نهایی مسیر مِوالونات است که در فرایند ساخت کلسترول نقش دارد؛ این امر موجب کاهش غلظت کلسترول در غشای سلولی عضلات میشود و در نتیجه پایداری و عملکرد طبیعی سلولهای عضلانی مختل میگردد. از سوی دیگر، استاتینها ممکن است موجب اختلال در تجزیه و بازسازی طبیعی پروتئینهای درونسلولی عضله، ازجمله کراتین (که نقش کلیدی در تأمین انرژی عضلات دارد) و برهم خوردن تعادل کلسیم داخل سلولی شوند؛ عاملی که در انقباض طبیعی فیبرهای عضلانی اهمیت زیادی دارد. همچنین شواهد نشان میدهد که استاتینها میتوانند از طریق فعالسازی پاسخهای ایمنی غیرطبیعی یا کاهش سطح کوآنزیم Q10 و اختلال در عملکرد میتوکندریها، سبب کاهش تولید انرژی در سلولهای عضلانی شوند. کاهش انرژی و التهاب ناشی از این فرایندها در نهایت به بروز درد، ضعف یا مایوپاتی عضلانی منجر میشود.
در موارد نادر، نوع شدیدتری از آسیب عضلانی به نام رابدومیولیز (Rhabdomyolysis) ممکن است رخ دهد که نیاز به اقدام فوری پزشکی دارد. شیوع بروز مایوپاتی در بیمارانی که تنها از استاتینها استفاده میکنند حدود 0/1 تا 0/2 درصد برآورد شده است، در حالی که رابدومیولیز بهعنوان عارضهای بسیار نادر و استثنایی گزارش میشود. بنابراین آگاهی از این علائم و گزارش بهموقع آنها به پزشک، نقش مهمی در ادامه ایمن و مؤثر درمان با استاتینها دارد.
عوامل خطر یا ریسکفاکتورها به شرایطی گفته میشود که در صورت وجود میتوانند احتمال بروز یا شدت عوارض دارویی را افزایش دهند. در مورد استاتینها، وجود برخی ویژگیهای فردی، بیماریهای زمینهای یا شرایط خاص میتواند خطر بروز عوارض عضلانی و بهویژه مایوپاتی را بیشتر کند. افراد سالمند (بهویژه بالای ۷۵ تا ۸۰ سال)، زنان، و کسانی که شاخص توده بدنی پایین یا ضعف بدنی و سوءتغذیه دارند، بیشتر در معرض این عوارض هستند. همچنین، نژاد آسیایی نیز یکی از عوامل مستعدکننده شناخته شده است. در میان بیماریهای همراه، کمکاری تیروئید (حتی در صورتی که علائم بیمار درمان شده باشد)، نارسایی کلیه یا کبد، دیابت، عفونتهای حاد، کمبود ویتامین D، و انسداد مجاری صفراوی از جمله مواردی هستند که خطر بروز علائم عضلانی را افزایش میدهند.
وجود سابقه افزایش سطح کراتینکیناز یا سابقه درد عضلانی یا مایوپاتی در درمانهای قبلی نیز میتواند احتمال بروز این عوارض را بالا ببرد. کراتینکیناز آنزیمی است که بهطور طبیعی در سلولهای عضلانی وجود دارد و نقش مهمی در تولید و انتقال انرژی ایفا میکند. در شرایطی که سلولهای عضلانی آسیب ببینند یا دچار التهاب شوند، این آنزیم از داخل سلول به خون نشت میکند و مقدار آن در آزمایش خون بالا میرود. افزایش کراتینکیناز نشانهای از آسیب یا تخریب عضلانی است. افزون بر این، عوامل ژنتیکی، فعالیت بدنی شدید، مصرف زیاد الکل، رژیم غذایی حاوی گریپفروت یا آب زغالاخته به مقدار زیاد، و تداخل دارویی با سایر داروها یا مواد محرک مانند کوکائین و آمفتامینها نیز از دیگر فاکتورهایی هستند که میتوانند خطر بروز علائم عضلانی ناشی از استاتینها را افزایش دهند. ازاینرو، شناسایی و کنترل این ریسک فاکتورها پیش از آغاز درمان با استاتین، در پیشگیری از بروز عوارض ناخواسته اهمیت ویژهای دارد.
در یک مطالعه مروری، پژوهشگران اثر مصرف استاتینها، از جمله آتورواستاتین، را بر کاهش وزن و پیامدهای متابولیکی پس از جراحیهای لاغری (باریاتریک) بررسی کردند؛ جراحی باریاتریک به مجموعهای از روشهای جراحی گفته میشود که با کاهش حجم معده یا تغییر مسیر گوارشی، برای درمان چاقی مفرط و بهبود اختلالات متابولیکی انجام میشوند.
در این پژوهش ۱۵۷۵ بیمار از نظر مصرف استاتین و وضعیت دیابت پیش از عمل و یک سال پس از آن مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که مصرف استاتین تأثیر قابلتوجهی بر میزان کاهش وزن پس از جراحی نداشت، اما با تغییر در شاخصهای متابولیکی، بهویژه در زمینه دیابت نوع ۲، همراه بود. در میان بیماران دیابتی، بهبود بیماری در افرادی که پیش از جراحی از استاتین استفاده میکردند بیشتر مشاهده شد. در مجموع، یافتهها نشان دادند که آتورواستاتین نقشی در کاهش وزن ندارد، اما ممکن است از طریق اثر بر مسیرهای متابولیکی بدن، در کنترل یا بهبود دیابت پس از جراحیهای کاهش وزن نقش داشته باشد.
قطع ناگهانی استاتینها بهویژه در بیمارانی که برای مدت طولانی تحت درمان بودهاند، میتواند خطر عوارض قلبی-عروقی را افزایش دهد. نتایج یک مطالعه بزرگ روی افراد مسن نشان داد که قطع ناگهانی داروی استاتین میتواند بهطور قابلتوجهی خطر بروز مشکلات قلبی-عروقی را افزایش دهد. در این پژوهش، مشخص شد افرادی که مصرف استاتین را متوقف کرده بودند، حدود ۱۵ تا ۲۴ درصد بیشتر از سایر بیماران در معرض خطر بستری شدن بهدلیل نارسایی قلبی یا بروز حوادثی مانند سکته قلبی و مغزی قرار داشتند. بنابراین، قطع ناگهانی داروهای استاتین میتواند موجب از بین رفتن اثرات محافظتی آنها بر قلب شود و تنها در صورت تجویز یا نظارت پزشک باید انجام گیرد، تا خطر عوارض قلبی-عروقی به حداقل برسد.
بیش از نیمی از داروهای مورد استفاده در پزشکی از طریق کبد و عمدتاً بهوسیله آنزیمهای سیستم سایتوکرومP450 متابولیزه میشوند. این آنزیمها نقش اساسی در تجزیه و حذف دارو از بدن دارند و در مورد استاتینها نیز اهمیت ویژهای پیدا میکنند. در میان استاتینها، سیمواستاتین بهصورت پیشداروی غیرفعال تجویز میشود که پس از ورود به بدن به شکل فعال خود تبدیل میگردد، در حالیکه آتورواستاتین و رزوواستاتین از ابتدا در فرم فعال اسیدی مصرف میشوند. مطالعات نشان دادهاند که آتورواستاتین و سیمواستاتین عمدتاً از طریق آنزیم CYP3A4 در کبد متابولیزه میشوند و تخمین زده میشود حدود ۸۵ درصد از تجزیه آتورواستاتین از همین مسیر انجام گیرد.
در مقابل، رزوواستاتین تقریباً مستقل از این مسیر آنزیمی متابولیزه میشود و به همین دلیل احتمال تداخل دارویی در آن کمتر است. از مهمترین داروهایی که باعث مهار آنزیم CYP3A4 میتوان به ضدقارچهای آزولی مانند ایتراکونازول، آنتیبیوتیکهای ماکرولیدی مانند اریترومایسین و کلاریترومایسین، مهارکنندههای پروتئاز HIV همچون ریتوناویر و داروناویر، و همچنین برخی داروهای قلبی از گروه مسدودکنندههای کانال کلسیم مانند دیلتیازم و وراپامیل اشاره کرد. این داروها با مهار فعالیت آنزیم CYP3A4، تجزیه آتورواستاتین و سیمواستاتین را در کبد کند میکنند و باعث افزایش غلظت پلاسمایی آنها میشوند. برای مثال، کلاریترومایسین میتواند سطح خونی آتورواستاتین را تا چند برابر افزایش دهد که این موضوع احتمال آسیب عضلانی را بهشدت بالا میبرد.
از این رو، در بیمارانی که به دلایل درمانی نیاز به مصرف داروهای مهارکننده CYP3A4 دارند، جایگزینی آتورواستاتین یا سیمواستاتین با رزوواستاتین میتواند خطر بروز تداخل دارویی و عوارض عضلانی را کاهش دهد.
تداخل آتورواستاتین با الکل به این صورت است که مصرف همزمان الکل و آتورواستاتین میتواند خطر آسیب کبدی را بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. استاتینها بهویژه در دوزهای بالا ممکن است باعث افزایش موقتی آنزیمهای کبدی در خون شوند، که معمولاً با ادامه یا وقفهی کوتاهمدت درمان برطرف میشود؛ اما در موارد نادر، این افزایش میتواند به نارسایی کبدی شدید یا حتی مرگ منجر گردد. از آنجا که الکل خود یکی از عوامل اصلی آسیب به سلولهای کبدی است، مصرف زیاد آن همراه با آتورواستاتین باعث افزایش فشار متابولیکی بر کبد و بالا رفتن احتمال بروز سمیت کبدی میشود. به همین دلیل، در افرادی که سابقهی بیماری کبدی دارند یا الکل را به مقدار زیاد مصرف میکنند، استفاده از استاتینها باید با احتیاط فراوان انجام شود و در صورت لزوم تحت پایش منظم عملکرد کبد قرار گیرند.
طبق مطالعات مروری، مصرف همزمان ویتامین D با آتورواستاتین میتواند تأثیر جالبی بر چربی خون و متابولیسم دارو داشته باشد. طی نتایج یک پژوهش، افرادی که روزانه همراه با آتورواستاتین ویتامین D دریافت کردند، اگرچه سطح آتورواستاتین و متابولیتهای فعال آن در خونشان کاهش یافت، اما میزان کلسترول تام و بهویژه LDL در بدن این بیماران بیشتر از افرادی که صرفا آتورواستاتین مصرف میکردند کاهش داشته است. به بیان سادهتر، ویتامین D باعث شد دارو زودتر در بدن تجزیه شود، اما در عین حال اثر آن بر کاهش کلسترول تقویت گردید.
این یافته نشان میدهد که ویتامین D ممکن است با آتورواستاتین همافزایی یا سینرژیسم داشته باشد؛ یعنی آتورواستاتین و ویتامین D در کنار هم، بهتر از هر کدام بهتنهایی عمل میکنند. بنابراین، حفظ سطح کافی ویتامین D در بدن میتواند به افزایش کارایی درمان با آتورواستاتین و کنترل بهتر چربی خون کمک کند.
فرضیهای وجود دارد که استاتینها با مهار آنزیم HMG-CoA ردوکتاز و در نتیجه کاهش سنتز کلسترول، ممکن است بر تولید ویتامین D نیز اثر بگذارند، زیرا کلسترول پیشساز اصلی ویتامین D در بدن است و کاهش آن میتواند مسیر سنتز این ویتامین را تحتتأثیر قرار دهد. با این حال، شواهد بالینی در این زمینه متناقضاند؛ برخی مطالعات نشان دادهاند که آتورواستاتین و رزوواستاتین حتی ممکن است سطح سرمی 25-هیدروکسی ویتامین D را افزایش دهند.
اثر بالینی قابلتوجه این ارتباط بیشتر در بیمارانی با کمبود ویتامین D و بروز درد عضلانی در طول درمان با استاتین مشاهده شده است، بهگونهای که تکمیل ویتامین D میتواند به کاهش این عوارض عضلانی کمک کند. بنابراین، اگرچه تداخل مستقیم استاتینها با ویتامین D قطعی نیست، ولی پایش وضعیت ویتامین D و اصلاح کمبود آن به وسیله مکمل ویتامین D بهویژه در بیماران دارای سابقه میالژی یا مصرف طولانیمدت استاتین توصیه میشود.
درد و ضعف عضلانی که گاهی در اثر مصرف استاتینها ایجاد میشود، به تغییراتی در سطح سلولها مربوط است. استاتینها برای کاهش کلسترول، مسیر خاصی در بدن به نام مسیر مِوالونات (Mevalonate pathway) را مهار میکنند. اما این مسیر فقط برای تولید کلسترول نیست؛ بدن از آن برای ساخت ترکیبات دیگری مثل کوآنزیم Q10 نیز استفاده میکند. وقتی استاتینها این مسیر را مهار میکنند، مقدار کوآنزیم Q10 در سلولهای عضلانی کاهش پیدا میکند.
کوآنزیم Q10 مادهای ضروری درون میتوکندری است، میتوکندری همان اندامک کوچکی درون سلول است که انرژی مورد نیاز سلولها را تولید میکند. وقتی سطح کوآنزیم Q10 پایین میآید، میتوکندری نمیتواند به اندازه کافی انرژی بسازد و در نتیجه مقدار ATP (مولکول حامل انرژی سلول) کاهش مییابد. این کاهش انرژی باعث میشود سلول عضلانی بهخوبی کار نکند و دچار خستگی و آسیب شود. همزمان، کمبود کوآنزیم Q10 باعث بههمریختن تعادل کلسیم در داخل سلول میشود.
کلسیم برای انقباض و شل شدن طبیعی عضلات لازم است، اما وقتی تعادل آن برهم بخورد، سلول دچار تحریک بیش از حد و التهاب میشود. از سوی دیگر، این شرایط باعث افزایش استرس اکسیداتیو یا همان تولید بیش از حد مواد سمی (رادیکالهای آزاد) در سلول میشود که به دیواره و ساختار عضله آسیب میزند. در مجموع، کمبود انرژی، برهم خوردن تعادل کلسیم و افزایش استرس اکسیداتیو همگی دست به دست هم میدهند تا عضله دچار درد، ضعف و التهاب شود. این مجموعه از علائم همان چیزی است که به آن علائم عضلانی وابسته به استاتینها گفته میشود.
پژوهشگران با جمعبندی علمی چندین پژوهش دریافتند که مصرف استاتینها بهطور معنیداری موجب کاهش سطح کوآنزیم Q10 در خون میشود. این کاهش در تمامی انواع استاتینها از جمله آتورواستاتین، سیمواستاتین و رزوواستاتین مشاهده گردید و از نظر شدت، تفاوت قابلتوجهی میان داروهای مختلف وجود نداشت. همچنین، مدت زمان درمان تأثیری بر نتیجه نداشت؛ بهگونهای که چه دوره درمان کمتر از دوازده هفته بود و چه بیش از آن، کاهش قابلتوجهی در سطح پلاسمایی کوآنزیم Q10 گزارش شده است.
مطالعات بالینی نشان دادهاند که مصرف مکمل کوآنزیم Q10 در دوزهای ۱۰۰ تا ۶۰۰ میلیگرم در روز میتواند بهطور معنیداری شدت علائم عضلانی ناشی از استاتینها (Statin-Associated Muscle Symptoms) را کاهش دهد. در یکی از پژوهشها، دوز ۵۰ میلیگرم دوبار در روز باعث کاهش دردهای عضلانی خفیف تا متوسط و بهبود توان انجام فعالیتهای روزانه شد.
کوآنزیم Q10 که با نامهای Ubiquinone یا CoQ10 نیز شناخته میشود، ترکیبی ویتامین مانند است که بهطور طبیعی در بدن وجود دارد و تقریباً در همه سلولها یافت میشود. این ماده در دو شکل احیاشده (Ubiquinol) و اکسیدشده (Ubiquinone) حضور دارد و نقش حیاتی در تولید انرژی سلولی ایفا میکند. کوآنزیم Q10 یکی از اجزای اصلی زنجیره انتقال الکترون در میتوکندری (اندامک سلولی مسئول تولید انرژی و متابولیسم) است؛ این زنجیره مجموعهای از واکنشهای شیمیایی درون میتوکندری است که با جابهجایی الکترونها، انرژی لازم برای ساخت ATP (منبع اصلی انرژی سلول) را فراهم میکند.
افزون بر نقش انرژیزایی، کوآنزیم Q10 دارای خاصیت آنتیاکسیدانی قوی است و از سلولها در برابر رادیکالهای آزاد، اکسیداسیون چربیها و آسیب به DNA و پروتئینها محافظت میکند. بررسیها نشان دادهاند که مکملیاری با کوآنزیم Q10 ممکن است در بهبود اختلالات ناشی از نارسایی میتوکندری و برخی علائم مرتبط با افزایش سن مؤثر باشد. یکی از مکملهای موجود در بازار دارویی از این ترکیب، کوکیوتن قرمز آنتیایجینگ است که توسط شرکت آدونیس کیش تولید و عرضه میشود.
شکل دارویی این مکمل به صورت سافت ژل است، هر چند به طور متداول به آن قرص کوکیوتن قرمز و حتی گاهی کپسول کوکیوتن قرمز گفته می شود. به همین علت ممکن است گاهی در این متن از واژه قرص یا کپسول کوکیوتن استفاده شود. کوآنزیمQ10 ترکیبی طبیعی با ساختار کریستالی است که بهصورت پودری زرد تا نارنجیرنگ و بدون بو وجود دارد. این ماده در الکل به مقدار اندک حل میشود و در آب تقریباً نامحلول است. رنگ طبیعی آن زرد مایل به نارنجی است. در واقع، نام کوکیوتن قرمز که برخی برندها از آن استفاده میکنند، ارتباطی با رنگ واقعی ترکیب ندارد و بیشتر جنبهای تجاری و مفهومی دارد. واژه قرمز در این نامگذاری، نمادی از قدرت، انرژیزایی، خاصیت آنتیاکسیدانی، ضدالتهابی و محافظت از قلب است که هدف آن تأکید بر اثرات تقویتی و سلامتبخش کوآنزیم Q10 در بدن است.
با وجود محدودیتهای پژوهشی، کوآنزیم Q10 بهعنوان یک عامل کمکی ارزشمند در درمان بسیاری از بیماریها، بهویژه بیماریهای مزمن مرتبط با افزایش سن شناخته میشود. پژوهشگران تأکید دارند که برای دستیابی به نتایج دقیقتر و قابلاعتمادتر، لازم است مطالعات بالینی جامعتر و طولانیمدتتر با طراحی دقیقتر، تعداد شرکتکنندگان بیشتر و دورههای پیگیری طولانیتر انجام شود؛ زیرا نتایج فعلی بهدلیل تفاوت در دوز، مدت درمان و حجم نمونهها تا حدی متناقض است. در مجموع، کوآنزیم Q10 میتواند مکملی مؤثر در حمایت از سلامت عمومی، کاهش التهاب و بهبود عملکرد سلولی، بهویژه در افراد سالمند و مبتلا به بیماریهای مزمن باشد. شواهد علمی نشان میدهد که کوآنزیمQ10 تأثیر قابلتوجهی بر سلامت پوست و عملکرد تولید مثل دارد.
اثر Q10 بر پوست بهصورت کاهش چینوچروک، بهبود استحکام و افزایش شادابی پوست گزارش شده است که ناشی از خاصیت آنتیاکسیدانی و تقویت عملکرد میتوکندری است. همچنین مصرف قرص کوکیوتن برای تنبلی تخمدان در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک میتواند با بهبود عملکرد سلولهای تخمدانی و افزایش تولید انرژی، به تنظیم تخمکگذاری و ارتقای باروری کمک کند. در ادامه برخی از فوائد مکملتراپی با کوآنزیم Q10 و معرفی مکملهای مرتبط با هر بیماری شرح داده می شود.
شواهد علمی نشان میدهد که کوآنزیمQ10 میتواند در پیشگیری و بهبود بیماریهای قلبی-عروقی نقشی مؤثر داشته باشد. نارسایی قلبی که از مهمترین علل مرگومیر در جهان بهشمار میرود، با افزایش تولید رادیکالهای آزاد و بروز استرس اکسیداتیو همراه است؛ عاملی که کوآنزیم Q10 بهدلیل خواص آنتیاکسیدانی خود میتواند آن را کاهش دهد. مطالعات بالینی متعدد نشان دادهاند که مکملدرمانی با کوآنزیم Q10 ضمن بهبود عملکرد عضله قلب و افزایش توان پمپاژ بطن چپ، قادر است فشار خون سیستولیک را کاهش دهد و در بیماران قلبی موجب کاهش نیاز به داروهای حمایتی و بروز آریتمیهای پس از جراحی قلب شود.
همچنین در پژوهشهای بلندمدت، مصرف روزانه کوآنزیم Q10 بهویژه در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مزمن و سالمندان، سبب کاهش علائم بیماری و کاهش قابلتوجه مرگومیر با دلایل قلبی-عروقی شده است. دوز معمول مصرف کوآنزیمQ10 بهصورت خوراکی بین ۵۰ تا ۲۰۰ میلیگرم در روز است. در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مزمن، معمولاً دوز ۱۰۰ میلیگرم در روز بهصورت تقسیمشده در دو تا سه نوبت مصرف میشود. همچنین، برای حفظ سلامت عضله قلب در جراحیهای قلبی، مصرف ۲۰۰ میلیگرم کوآنزیم Q10 در روز بهصورت خوراکی توصیه میگردد.
در یک کارآزمایی بالینی بلندمدت بر روی افراد سالمند، مشاهده شد که مصرف همزمان کوآنزیم Q10 و سلنیوم بهمدت چند سال موجب افزایش سطح فاکتور رشد شبهانسولینی ۱ (IGF-1) در خون شد. این فاکتور، یک هورمون پروتئینی طبیعی است که ساختار و عملکردی مشابه انسولین دارد و نقش مهمی در رشد، ترمیم و بازسازی سلولها و بافتها ایفا میکند. IGF-1 در بدن باعث تحریک ساخت پروتئینها، رشد عضلات، افزایش تراکم استخوانی و ترمیم بافتهای آسیبدیده میشود و همچنین در تنظیم متابولیسم گلوکز و چربی نقش دارد.
سطوح مناسب IGF-1 به حفظ قدرت بدنی، سلامت قلب و عروق و عملکرد شناختی کمک میکند، در حالی که کاهش آن معمولاً با افزایش سن، تحلیل عضلانی (سارکوپنی) و کاهش توان بازسازی بدن همراه است. این یافتهها نشان میدهد که ترکیب سلنیوم و کوآنزیم Q10 میتواند به بهبود عملکرد متابولیکی و افزایش توان بازسازی سلولی در سالمندان کمک کند. ترکیب فوق، در مکمل کیوتنپلاسسلنیوم شرکت نوتراکس وجود دارد.
شواهد علمی نشان میدهد که کوآنزیم Q10 نقش مهمی در حفظ و بهبود باروری دارد. استرس اکسیداتیو یکی از عوامل اصلی آسیب به سلولهای جنسی است و مصرف قرص کوکیوتن قرمز برای اسپرم میتواند با کاهش رادیکالهای آزاد و تقویت عملکرد میتوکندری، کیفیت و سلامت اسپرم را بهبود بخشد. در زنان نیز بر اساس مطالعات، مکملیاری با کوآنزیم Q10 میتواند با افزایش انرژی سلولی و محافظت در برابر استرس اکسیداتیو، کیفیت تخمک را بهبود داده و در ارتقای باروری مؤثر باشد. در این خصوص، مکمل کیومکس که حاوی کوآنزیم Q10، الکارنیتین، ویتامین E و C است و با هدف حمایت از سلامت باروری مردان طراحی شده است. ترکیب الکارنیتین و کیوتن در این محصول، با بهبود متابولیسم سلولی، افزایش تولید انرژی در میتوکندری و کاهش استرس اکسیداتیو، اثر همافزایی در ارتقای تحرک و عملکرد اسپرمها خواهند داشت.
کوآنزیمQ10 در هر دو گروه منابع گیاهی و حیوانی یافت میشود، اما میزان آن در مواد غذایی با منشأ حیوانی بهمراتب بیشتر است. غنیترین منابع کوآنزیم Q10 شامل گوشت قرمز، مرغ و ماهی هستند و در میان اندامها، قلب، کبد، کلیه، مغز، پانکراس و طحال بیشترین مقدار را دارند، زیرا فعالیت متابولیکی بالایی دارند. همچنین، تخممرغ و گرده زنبور عسل (Bee Pollen) نیز حاوی مقدار قابلتوجهی از این ترکیب هستند. منظور از گرده زنبور عسل، دانههای گرده گلهاست که زنبور هنگام جمعآوری با ترشحات غدد بزاقی یا شهد گلها و آنزیمهای خود ترکیب میکند و بهصورت دانههای مغذی در کندو ذخیره میسازد. این ماده طبیعی سرشار از پروتئینها، ویتامینها، آنتیاکسیدانها و کوآنزیم Q10 است.
از میان منابع گیاهی، آووکادو، بروکلی، اسفناج، بادامزمینی، پسته و خرما از غنیترین منابع کوآنزیم Q10 به شمار میروند. این ترکیب نسبت به حرارت حساس است و در فرآیند پختوپز بخشی از آن از بین میرود؛ به همین دلیل، میزان جذب واقعی از طریق غذا معمولاً پایین (حدود ۳ تا ۵ میلیگرم در روز) است. شیر و لبنیات با وجود منشأ حیوانی، مقدار بسیار کمی از این ماده را دارند و منبع مناسبی بهشمار نمیروند.

از آنجا که کوآنزیم Q10 ترکیبی محلول در چربی است، بهترین زمان مصرف آن همراه با وعدههای غذایی حاوی چربی یا روغنهای سالم است تا جذب آن در دستگاه گوارش بهطور قابلتوجهی افزایش یابد. بهطور معمول، دوز روزانه ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیگرم برای حفظ سلامت عمومی توصیه میشود و در برخی بیماریهای مزمن ممکن است دوز تا ۱۲۰۰ میلیگرم در روز نیز تحت نظر پزشک افزایش یابد.
داروهای استاتین بهدلیل نحوه عملکردشان در مهار سنتز کلسترول، معمولاً باید در عصر یا شب مصرف شوند؛ زیرا تولید کلسترول در بدن در ساعات نیمهشب تا حدود ساعت پنج صبح به اوج خود میرسد و حضور دارو در این بازه زمانی، بیشترین اثر را در کاهش سطح کلسترول خون دارد. استاتینهایی با نیمهعمر کوتاه مانند سیمواستاتین بیشترین تأثیر را هنگام مصرف شبانه دارند، در حالیکه داروهایی با نیمهعمر طولانیتر مانند آتورواستاتین و رزوواستاتین، از نظر زمان مصرف (صبح یا شب) تفاوت قابلتوجهی در اثرگذاری نشان نمیدهند. در مورد مکمل کوآنزیم Q10، هنوز شواهد علمی کافی درباره بهترین زمان مصرف و فاصله دقیق آن با استاتینها وجود ندارد، اما از آنجا که استاتینها معمولاً شبها مصرف میشوند، توصیه میشود کوآنزیم Q10 در طول روز و همراه با وعده غذایی اصلی مصرف شود تا جذب بهتری داشته باشد.
کوآنزیم Q10 بهطور طبیعی در بدن انسان وجود دارد و مکملهای آن در بیشتر موارد بهخوبی تحمل میشوند. عوارض جانبی گزارششده معمولاً خفیف و نادر هستند و شامل ناراحتی گوارشی، تهوع، استفراغ و اسهال میشوند. در برخی افراد، بهویژه با مصرف دوزهای بالاتر از ۱۰۰ میلیگرم در روز، ممکن است بیخوابی خفیف بروز کند. مصرف دوزهای بیش از ۳۰۰ میلیگرم در روز در مواردی با افزایش آنزیمهای کبدی همراه بوده، هرچند مسمومیت کبدی گزارش نشده است. در بیماران با انسداد مجاری صفراوی، مصرف کوآنزیم Q10 باید با احتیاط انجام شود. بهطور کلی، این مکمل تا ۱۲۰۰ میلیگرم در روز ایمن در نظر گرفته میشود. عوارض نادر دیگر شامل سرگیجه، حساسیت به نور، تحریکپذیری، سردرد، سوزش معده، حرکات غیرارادی و خستگی است.
در پایان میتوان گفت که آگاهی از عوارض و تداخلات داروهای پرمصرفی مانند آتورواستاتین، نقش مهمی در پیشگیری از ایجاد این عوارض دارویی و حفظ اثربخشی درمان دارد. آگاهی در رابطه با مکملهایی که میتوانند در مصرف همزمان با دارو در کاهش و پیشگیری از عوارض و بهبود کیفیت زندگی بیماران مؤثر باشند، از اهمیت بالایی برخوردار است. مصرف هدفمند و آگاهانه این مکملها، میتواند روند درمان را ایمنتر، مؤثرتر و پایدارتر سازد.
برای تهیه مکملهای مطمئن و دارای تأییدیه، داروخانه آنلاین داروکده گزینهای قابل اعتماد است. این داروخانه، بهعنوان تنها دارنده نماد الکترونیک پنجستاره در میان داروخانههای کشور، محیطی امن برای خرید مکملهای تخصصی فراهم کرده است. تمامی محصولات داروکده با تضمین اصالت، قیمت مصوب و شرایط نگهداری استاندارد عرضه میشوند تا کاربران بتوانند با اطمینان از کیفیت، بهترین انتخاب را برای سلامت خود داشته باشند. همچنین، مجله داروکده با ارائه مقالات علمی و بهروز در زمینه داروها، تداخلات و مکملهای تغذیهای، مرجع مفیدی برای ارتقای آگاهی سلامت بهشمار میرود.
:References
Banach M, Serban C, Ursoniu S, Rysz J, Muntner P, Toth PP, Jones SR, Rizzo M, Glasser SP, Watts GF, Blumenthal RS. Statin therapy and plasma coenzyme Q10 concentrations—A systematic review and meta-analysis of placebo-controlled trials. Pharmacological research. 2015 Sep 1;99:329-36
Podar AS, Semeniuc CA, Ionescu SR, Socaciu MI, Fogarasi M, Fărcaș AC, Vodnar DC, Socaci SA. An overview of analytical methods for quantitative determination of coenzyme Q10 in foods. Metabolites. 2023 Feb 14;13(2):272
Hu, N., Chen, C., Wang, J., Huang, J., Yao, D., & Li, C. (2021). Atorvastatin Ester Regulates Lipid Metabolism in Hyperlipidemia Rats via the PPAR-signaling Pathway and HMGCR Expression in the Liver. International Journal of Molecular Sciences, 22(20), 11107. https://doi.org/10.3390/ijms222011107
Hodkinson A, Tsimpida D, Kontopantelis E, Rutter MK, Mamas MA, Panagioti M. Comparative effectiveness of statins on non-high density lipoprotein cholesterol in people with diabetes and at risk of cardiovascular disease: systematic review and network meta-analysis. Bmj. 2022 Mar 24;376
Stürzebecher PE, Schumann F, Kassner U, Laufs U. Statin intolerance and statin-associated muscular pain. Herz. 2022 Apr 22;47(3):204-11
Peixoto C, Choudhri Y, Francoeur S, McCarthy LM, Fung C, Dowlatshahi D, Lemay G, Barry A, Goyal P, Pan J, Bjerre LM. Discontinuation versus continuation of statins: A systematic review. Journal of the American Geriatrics Society. 2024 Nov;72(11):3567-87
Taylor BA, Ng J, Stone A, Thompson PD, Papasavas PK, Tishler DS. Effects of statin therapy on weight loss and diabetes in bariatric patients. Surgery for obesity and related diseases. 2017 Apr 1;13(4):674-80
Schwartz JB. Effects of vitamin D supplementation in atorvastatin‐treated patients: a new drug interaction with an unexpected consequence. Clinical Pharmacology & Therapeutics. 2009 Feb;85(2):198-203
Tousoulis D, Antoniades C, Vassiliadou C, Toutouza M, Pitsavos C, Tentolouris C, Trikas A, Stefanadis C. Effects of combined administration of low dose atorvastatin and vitamin E on inflammatory markers and endothelial function in patients with heart failure. European journal of heart failure. 2005 Dec;7(7):1126-32
Hirota T, Ieiri I. Drug–drug interactions that interfere with statin metabolism. Expert Opinion on Drug Metabolism & Toxicology. 2015 Sep 2;11(9):1435-47
Aaseth J, Alexander J, Alehagen U. Coenzyme Q10 supplementation–In ageing and disease. Mechanisms of ageing and development. 2021 Jul 1;197:111521
پرسش و پاسخ
ثبت دیدگاه
پیام به صورت ناشناس ثبت گردد
پیام به صورت خصوصی ثبت گردد
منابع:
مقالات مرتبط
مجله داروکده یک مجله اینترنتی است که شما را در امر آشنایی، تهیه و مصرف صحیح محصولات سلامت محور یاری میرساند.
استفاده از مطالب مجله داروکده فقط برای مقاصد غیرتجاری و با ذکر منبع و درج لینک بلامانع است . کلیه حقوق این مجله به وب سایت داروکده تعلق دارد